خرید بک لینک

امشب صدای نفسهای خودمو میشنوم در حالی که حس میکنم زنده بگور شدم....

بدون تو چطور نفس بکشم؟؟؟؟

مردن....

بدون تو....بدون تو میمیرم....

کاش بهت زنگ میزدم و میگفتم که نرو...از پیش من نرو...

ولی بیشتر از این راضی به عذابت نیستم....

دلتنگتم....به مقدسات عالم که دلتنگتم....

کاش برگردی و بگی که نمیتونم برم تا دوباره نفس بکشم

برچسب: نویسنده: سپیده اسدی‌پور تاريخ: پنجشنبه 29 مرداد 1405 ساعت: 12:32

نتونستم دووم بیارم...باور کن خیلی تلاش کردم بند مهرم رو از پات رها کنم مگر گریه امونم میداد...نتونستم...بدون تو نفس بکشم...به عمرم اینقدر قلب و عقلم درگیر نشده بودنولی برای اولین بار عقل مغلوب شددل آدم وقتی نخواد بسازه تمام اعضای بدنتو از کار میندازهتب می کنی...دستات میلرزه...پاهات توان ایستادن نداره...و گریه...مگر این گریه لعنتی بند می اومد...نمیدونم این همه اشک از کجا بود!!!کم آوردم.....نتونستم دلم رو به نبودنت راضی کنمادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سپیده اسدی‌پور تاريخ: پنجشنبه 29 مرداد 1405 ساعت: 12:32

عشق...چه بی منطق...چه بی رحمانه

بیقرارت می کند...به آتشت می کشد...

نفست را.......................

چه بی پناه تو را از روزگار التماس می کنم

دلتنگی ...........دلتنگی......... آه از دلتنگی...

+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم شهریور ۱۳۹۶ساعت 10:33 توسط nobody |

برچسب: دلتنگی, نویسنده: سپیده اسدی‌پور تاريخ: يکشنبه 26 شهريور 1396 ساعت: 12:23

خدای من سخته...

تو میدونی که چه آتشی به سینه منِ...

تو میدونی که نفس کشیدن برای من دشوار شده...

و فقط تو میدونی جایی میون سینه من حفره ای باز شده...

کمکم کن...طاقت ندارم

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم دی ۱۳۹۵ساعت 14:47 توسط nobody |

برچسب: خدای, نویسنده: سپیده اسدی‌پور تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 5:54

تومگو ترین راز منی!نگهت میدارمسختنگهت میدارمدشوارنگهت میدارمدر آغوش!نگاهم کن گاهی!دل خوش میشوم به همین!به اینکه بی هوا چشمم بیفتد به تقویم و ببینم ایستاده روی 6 اردیبهشت به وقت دوتایی مان!آرزویت کنم با اینکه میدانمتو مگو ترین راز منی...ادامه مطلب

برچسب: ترین, نویسنده: سپیده اسدی‌پور تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 5:54

تو بگو....چه کنم با دلی که داره روی دستم جون میده...

برچسب: دلتنگتم,لعنتی, نویسنده: سپیده اسدی‌پور تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 5:54


عاقبت یه جایی یه وقتی دلت اهلی یک نفر میشود و دلت برای نوازشهایش تنگ میشودحتی برای نوازش نکردن هایش...
تو می مانی و دلتنگیها تو می مانی و وقلبی که لحظه ی دیدار تند تر می تپد سراسیمه میشوی دلواپس می شوی و دلبسته می شوی...

تو نیستی و حالا من مانده ام و یک دنیای بی پایان بغض...

+ نوشته شده در جمعه بیست و پنجم فروردین ۱۳۹۶ساعت 0:12 توسط nobody |

برچسب: عاقبت, نویسنده: سپیده اسدی‌پور تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 5:54

دوم فروردین نود و پنج حتما این پرنده ها رو دیدی که توی فضای بسته گرفتار میشن و بال بال میزنن خودشونو به در و پنجره میکوبن تا راه گریزی پیدا کنن............ حکایت من بود که به شوق دیدنت پر کشیدم و با ذوق به سمتت اومدم ولی محکم به شیشه خوردم طوری که تا چند روز از شک نمیتونستم خودمو جمع کنم.... آخه تو که نمیدونی از چندین روز قبل چقدر تدارک دیده بودم..... همۀ اینها رو رها کن فقط میخواستم سرمو روی سینت بزارم باور کن از کل دنیا فقط همینو میخواستم...................... توی صف بودم و داشتن بلیط رو آخرین بار چک میکردن و از پشت درب شیشه ای هواپیما رو میدیدم که... محکم به شیشه خوردم...ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سپیده اسدی‌پور تاريخ: دوشنبه 19 مهر 1395 ساعت: 14:14

نمیدونم چرا...نمیدونم چطور ولی عاشقت شدم نمیدونم چی میشه... اصلا نمیخوام بهش فکر کنم... ولی عاشقتم............باور کن عاشقتم لعنتی این تنها چیزیه که میدونم این تنها حسیه که راه نفسمو بند میاره در طول روز که گرفتار و خسته از کاری باز هم عاشقتم شبها که بهم شب بخیر میگی و توی خیالم سر روی سینت میزارم باز هم عاشقتم....... هر جا که باشم هر جا که باشی از پیش چشمم از اعماق قلبم حتی لحظه ای دور نیستی و من با این حس دارم زندگی میکنم گاهی سخت و نفس گیر میشه گاهی مستاصل و درمانده میشم گاهی میخوام بال دربیارم و از همۀ دنیاااا فرار کنم و سمت تو پر بکشم ولی باز هم قلبم به عشق تو بادامه مطلب

برچسب: عاشقتم لعنتی,عاشقتم لعنتي,من عاشقتم لعنتی, نویسنده: سپیده اسدی‌پور تاريخ: دوشنبه 19 مهر 1395 ساعت: 14:14

چقدر سخت ِ از هوای نفسهای تو نفس کشیدن اما چشماتو ندیدن....

برچسب: soj e vatan, نویسنده: سپیده اسدی‌پور تاريخ: دوشنبه 19 مهر 1395 ساعت: 14:14


داشتم فکر میکردم که بهترین لحظه زندگیم کی بوده

دوبار

اولین بار که توی ماشینت بالای گونم رو بوسیدی

و دومی آخرین بار که روی نیمکت خودمون شاید دو ثانیه لبتو روی لبم گذاشتی

هیچ چیز و هیچ کس نبود جز تو و من و عشق...

و من تا وقتی زندم بهشون که فکر میکنم چشمامو میبندم و بهترین احساس دنیا رو دارم

بهترین لحظات زندگی من لمس عشق تو بوده

که غریبه اومدی و از تمام دنیا بهم نزدیکتر شدی....

میون همهی این حال و روزگار ناموافقم تو بهترین هدیه زندگی من بودی

و از بودنت خوشحالم

برچسب: ناب ترین حس,ناب ترین حس من,ناب ترین اشعار حسین پناهی,ناب ترین اشعار امام حسین, نویسنده: سپیده اسدی‌پور تاريخ: دوشنبه 19 مهر 1395 ساعت: 14:14

گاهی بخاطر کسی که به عشقش نفس میکشی

مجبوری گورت را با دستهای خودت بکنی....

و فقط بمیری....

با درد و عذابی بی پایان در روح و جسمت....

فقط بیصدا بمیری....

که مبادا صدای هق هق گریه هایت را عزیزتر از جانت بشنود

برچسب: خودکشی روشنا,خودکشی بدون درد,خودکشی پسر حسن,خودکشی با قرص,خودکشی دختر بوشهری,خودکشی پسر,خودکشی دختر شیرازی,خودکشی در مترو تهران,خودکشی دختر مهابادی,خودکشی با قرص استامینوفن, نویسنده: سپیده اسدی‌پور تاريخ: دوشنبه 19 مهر 1395 ساعت: 14:14

امشب صدای نفسهای خودمو میشنوم در حالی که حس میکنم زنده بگور شدم....

بدون تو چطور نفس بکشم؟؟؟؟

بدون تو....بدون تو میمیرم....

کاش بهت زنگ میزدم و میگفتم که نرو...از پیش من نرو...

ولی بیشتر از این راضی به عذابت نیستم....

دلتنگتم....به مقدسات عالم که دلتنگتم....

کاش برگردی و بگی که نمیتونم برم تا دوباره نفس بکشم

برچسب: lv k camp,lv k camp lyrics,lv k camp download,lv k camp soundcloud,lv k camp youtube, نویسنده: سپیده اسدی‌پور تاريخ: دوشنبه 19 مهر 1395 ساعت: 14:14

امشب سرمو روی سینه کی بزارم که خوابم ببره...

بدون تو با کی بخندم....بدون تو برای کی بغض کنم...

بدون تو توی آغوش کی گریه کنم....

تورا بخدا بیا و منو ببر...

من دارم میمیرم......

برچسب: بدون تو,بدون تو میمیرم,بدون تو چیا کشیدم,بدون تو زانیار,بدون تو چیا کشیدم من,بدون تو فردایی نیست,بدون تو مرتضی اشرفی,بدون تو منصور,بدون تو دیگه نمیتونم,بدون تو شبام, نویسنده: سپیده اسدی‌پور تاريخ: دوشنبه 19 مهر 1395 ساعت: 14:14

نتونستم دووم بیارم... باور کن خیلی تلاش کردم بند مهرم رو از پات رها کنم مگر گریه امونم میداد... نتونستم...بدون تو نفس بکشم... به عمرم اینقدر قلب و عقلم درگیر نشده بودن ولی برای اولین بار عقل مغلوب شد دل آدم وقتی نخواد بسازه تمام اعضای بدنتو از کار میندازه تب می کنی...دستات میلرزه...پاهات توان ایستادن نداره... و گریه...مگر این گریه لعنتی بند می اومد... نمیدونم این همه اشک از کجا بود!!! کم آوردم.....نتونستم دلم رو به نبودنت راضی کنمادامه مطلب

برچسب: نتونستم فراموشت کنم,نتونستم بگم دوستت دارم,نتونستم گل سرخی,نتونستم سیاوش قمصری,نتونستم به انگلیسی,نتونستم شهاب بخارایی,نتونستم با این گریه,نتونستم فراموشت كنم,نتونستم بگم,نتونستم محمد ماکویی, نویسنده: سپیده اسدی‌پور تاريخ: دوشنبه 19 مهر 1395 ساعت: 14:14

صفحه بندی